ميرزا حسن حسينى فسايى

755

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

و برحسب امر نواب معزى اليه تمامت اهل و عيال جناب مشير الملك ، حتى صبيه مرضيه نواب فرمانفرما كه زوجه ميرزا ابو الحسن خان پسر مشير الملك بود ، از شيراز به جانب كازرون روانه نمودند و بعد از ورود به كازرون ، مشير الملك با عيال به عزم كربلاى معلى ، از راه شولستان ممسنى و بهبهان و شوشتر ، از كازرون حركت نمود و چون به منزل سراب سياه ممسنى رسيدند ، جماعت الوار بر سر آنها آمده ، تمامت اسباب آنها را به يغما بردند و مشير الملك با عيال ، به مشقت تمام خود را به قصبه بهبهان رسانيد و ميرزا منصور خان والى بهبهان ، نهايت مردمى را در حق او فرمود و لوازم سفر او را از خود مهيا داشته ، مخارج عرض راه تا كربلا را به او داده ، روانه‌اش داشت و چون به شوشتر رسيد ، عزم كربلا را به اصفهان تبديل نموده ، از راه بختيارى وارد اصفهان گرديد و در جوار جناب حجة الاسلام حاجى سيد محمد باقر منزل نمود و جناب ميرزا حسن نظام العلماء به استقلال تمام ، به وزارت مملكت فارس پرداخت و چنان كه حضرت نايب السلطنه ، عباس ميرزا وليعهد دولت ابد مدت به راهنمائى جناب ميرزا ابو القاسم قائم‌مقام فراهانى ، چندين فوج سرباز را منتظم داشته به تعليم معلمهاى فرانسه و انگليس هر روزه در ميدان شهر تبريز مشغول مشق نظام بودند ، جناب نظام العلما ، نواب فرمانفرما را برانگيخت و از شهر شيراز و بلوكات و ايلات فارس ، سه فوج سرباز از جوانان نوخاستهء موزون ، در شهر شيراز حاضر داشتند و هر فوجى را هشتصد نفر قرار دادند و نواب نادر ميرزا ، ولد ارجمند فرمانفرما را سرهنگ و فتح اللّه خان پسر ميرزا ابراهيم كلانتر سابق شيراز را ياور فوج شيرازى قرار دادند و جهانگير خان پسر محمد على خان - ايلخانى را سرهنگ و رضا قلى خان پسر آقا خان ضابط ايل عرب را ياور فوج ايلات قشقائى و عرب و نفر و بهارلو مقرر داشتند و ميرزا عبد اللّه خان برادر كهتر آقا ميرزا محمد فسائى را سرهنگ و ميرزا محمد رضا پسر ميرزا عبد الرحيم مستوفى شيرازى پسرخالهء ميرزا عبد اللّه خان را ياور فوج بلوكات حومهء شيراز و سروستان و فسا و داراب و اصطهبانات كه در تحت حكومت آقا ميرزا محمد بود ، نمودند و « لترجان » نام انگليس [ ى ] هر روز در ميدان توپخانه شيراز و خارج دروازه باغشاه شيراز ، اين سه فوج سرباز را به مشق نظام تربيت مىنمود و ميرزا محمد حسين وكيل مملكت فارس و ميرزا قاسم خان خلج كه در اوائل اين سنه : [ 1248 ] از كرمان به خراسان رفته ، شرفياب حضور حضرت نايب السلطنه شده بودند عود به شيراز نمودند . و عيد نوروز سنه ئيلان‌ئيل در شب بيست و هشتم ماه شوال اين سال 1248 « 1 » اتفاق افتاد و چون حضرت وليعهد عباس ميرزا نايب السلطنه تمامت خراسان را منتظم داشته ، هر اميرى را در مرتبهء خود نشانيد ، محض شرفيابى حضور اعليحضرت سلطان صاحبقران از خراسان به صوب طهران نهضت فرمود و چون به نزديكى رسيد ، حسب الامر شاهنشاهى تمامى شاهزادگان عظام و امراء كرام و اعيان و توپخانه و زنبورك‌خانه و اهالى شهر به استقبال حضرت وليعهد از طهران خارج گشته ، روز بيست و سيم ماه محرم سال 1249 « 2 » با حشمت دارا و شوكت اسكندر وارد طهران گرديد و مورد عنايات بىنهايات آمد و روز نوزدهم ماه ربيع اول « 3 » اين سال براى يورش

--> ( 1 ) . برابر با 20 يا 21 مارس 1833 . ( 2 ) . برابر با 12 ژوئن 1833 . ( 3 ) . برابر با 6 اوت 1833 .